بعضیا عقل ندارن والا :))) صاحب خونه یه آشنامون یه سال رفته دانمارک، الان داره برمیگرده، میگه خیلی دلتنگی میکنه برای خانوادش.
بعد جالبه که خودش و شوهرش قبلش میلیاردی خرج کردن که فقط برن! با نوزاد دوقلو!
من چرا نمیتونم فازشونو بفهمم... اولا اینکه بخاطر آینده بچهها بهتر بود میموندن حداقل، دوما بنظرم آدم ازدواج میکنه باید اولویتش شوهر و بچههاش باشن، یعنی اونا میشن خانواده اصلیت، دیگه وابستگی که نشه تحمل کرد نسبت به والدین و خواهر و برادر رو درک نمیکنم... هروقت هم خودمو تو همچین شرایطی تصور میکنم میبینم اصلا طبق هیچ شرایطی برنمیگردم که همیشگی بمونم! به همهههه دردسراش می ارزه. آخه بعد اون همه زحمت و خرج زبان یادگرفتن و تمکن و پول بلیط و خیلیای دیگه، برگردی سر جای اولت؟ :)) معنی نمیده!
بگید تنها نیستم شما هم همین نظرو دارید :))))))