یکی از همین روزا جسدم واسه آخرین بار خونه رو حس میکنه
یکی از همین روزا پدر مادرم با نبودم امتحان میشن
یکی از همین روزا راحت میشممم:))
ازین همههه درد که خدا بی رحمانه امتحانم کرد
گاهی وقتا میگم چراا؟ چرا هیچوقت شبیه هم سن و سالام نیستم
چراا همشش اذیتم کرد؟
مگهه مننن جز مهربونی با بنده هاش چیکار کردم؟
چرااا همیشه به بن بست میخورم؟!
چراا مادری بهم داد که حتی دوستام بهم میگن با تو نمیشه بیرون رفت:)
چراا این همه مشکل دارم؟
انقدر بهم نقص زد که حتی وارد رابطه نشدم:)
چراا به من این قدر سخت گرفت
واسه درداییی که کشیدم از بچگی خیلییی وقتا تو خیابون گریه کردم
وقتی پام میخوره ی جا یهو قد دو سال گریه میکنم نمیتونم نشون بدم
من خیلییی خدا رو قسم دادم تا مشکلمو حل کنههه خیلییی..
ولییی دوستم نداشت:))
اگه این تاپیک و میبینی،میدونم سختته ولی واسه مرگم دعا کن.. مثلا یجا اتفاقی ماشین بهم بزنه رو سرامیک بیفتم کلم بخوره بهش.. نمیدونم:))🤝