سلام من تازه نامزد کردم نامزدم پسر عممه و من دختر داییشم یه مشکلی که دارم اینه که من سنم کمه تقریباً ۱۶ سالمه مشکل اینجاست که اصلاً سیاست ندارم میدونم از بچگیمه نمیدونم چه جوری رفتار کنم اً نمیدونم چه جور با مادر شوهرم خواهر شوهرم ارتباط بگیرم نمیدونم چه جوری با پدر شوهرم حرف بزنم اصلاً آدمی نیستم کلاً گوشه گیرم با کسی حرف نمیزدم نمیزدم قبل نامزدی قبل نامزدی وقتی مهمون میومد خونمون فقط به زور به اصرار مامانم میومدم بهش سلام میدادم و میرفتم تو اتاق و دیگه هم نمیرفتم نمیرفتم پیشش لت میکشیدم هیچ جا نمی تونستم برم تی میرفتم خرید نمیتونستم ارتباط برقرار کنم چه جوری صحبت کنم خواستمو بیان کنم ولی حالا بعد نامزدیم یکم بهتر شدم احساس معاشرتم یا اون اجتماعی بودنم خوب شده تنها مشکلی که دارم اینه نمیدونم چه جوری با سیاست رفتار کنم باهاشون خودم خودمو کوچیک نکنم از طرفیم رابطه خوبی باهاشون داشته باشم مادر شوهرم که عممه ودم احساس میکنم یه جوریه مثلاً الان من تازه عروسم من توی روستا زندگی میکنم مادر شوهرم توی تهران من یلداییم که شد من مادرم اینا تهران بودن مادر شوهرم برای من تو خونه خودش یلدایی گرفت لی آنچنان خوب نبود خودم وسایلشو آماده کرده بودم حتی بیشتر لباسهایی که مثلاً عیدی چهارشنبه سوری همشو جمع کرد یه جا آورد خلاصه با سیاست یلی زیادی میدونه ولی اخلاق نداره نمیگم تا الان بدی آنچنان بگم خیلی بدی در حقم کرده نه لی کلاً میخوام راه و رسم رفتارو یاد بگیرم کلاً تو رو خدا هر کی با سیاست کمک کنه
بیبن اولا چند سالته بعدشم سیاست واقعا یه چیزیه که بکار میادد مثلا جلوی شوهرت از مامانش بد نگو هرچقدرم بدی کرده باشه نگو میدونی چون اگه حق هم باتو باشه تون سمت مادرش رو میگیره مثلا اینم یه نمونه از سیاست یا مثلا مناسبتی شد زنگ میزنی مثلا تولد پدرشوهرت یا مادرشوهرت رو میگی قشنگ نه خیلی گرم میگیری که خودمونی بشت نه خیلی سرد به نظرم خودواقعیت باش
آخه میدونی چیه واقعاً کلاً عقلم نمیرسه اگه مامانم بود خیلی کمکم میکرد یعنی خودش میدونست من بچهام به هیچی عقلم نمیرسه همه اینا رو میدونست ولی متاسفانه بعد اینکه من نامزد کردم مریض شد من امسال از دستش دادم ز طرفی واقعاً نمیدونم چیکار کنم چه جوری رفتار کنم