داشتبم خیلی عادی حرف میزدیم اولش گفتم کجا بودی گفت با وکیل داداشم دنبال کاراش بودیم گفتم زنه گفت اره ۳۱ ۳۲ شایدم کمتر منم از سر حسودی عادی دخترونه گفتم اهااا میخواستم نازمو بکشه برگشت گفت انگار اون به من پا میده گفتم مگه مشکل پا دادن اونه بعد شروع کرد گفت اره بحثای چرتو پرت خسته شدم ولی من مشکلم بحث نبود فقط میخواستم نازمو بکشهههه بگه نه تو ازون بهتری
بعد من خالم بد شد یکم بغض کردم شروع کرد داد زدن که هر چی میشه گریه میکنی الان چته میزد تو سرش بعد گفت بریم بعدا زنگ بزن منم گفتم نه بری دیگه نمیای هی میگفت خواستی بری زنگ بزن من میخواستم اون لحظه با هم حلش کنیم گفتم بمون حرف بزنیم اخر به زور قط کرد گوشیو منم حالم بد شد کلی پیام دادم خودمو کوچیک کردم گفتم داشتیم حرف میزدیم من خرابش کردم توروخدا زنگ بزن دوباره نزد الان دارم دق میکنم بنظرتون تقصیر منه بخدا دارم میمیرم تورپخدا خواهری کنید در حقم راستشو بگید من اشتباه کردم؟