همسر من می رسه خونه لاله ولی بیرون خوش مشرب و خود شیرین
بعد هر چیزی ازش بپرسم ده بار باید تکرار کنم که شاید تک کلمه ای جوابمو بده
تا چیزی نپرسم هیچی تعریف نمی کنه
تو بدیهی ترین چیزها گاهی دروغ تحویلم میده
اصلاً دوست ندارم باهاش زندگی کنم ولی مجبووووورم
حالا چکار کنم که اصلاً باهاش حرف نزنم
برام مهم نباشه کاراش و پیگیرش نباشم