چقدر خوب ک یکی فهمید من چی میگم ..... در حالی ک هیچ کس جای تکیه ب پدرو نمیگیره
میدونم چی میگی من سالهای اول ازدواج بخاطر تغییر رفتار بابام افسردگی گرفتم چون من خیلی نازپرورده بودم بعدش به قدری باهام بد شد که خودم هم مونده بودم مگه چیکار کردم... کم کم فهمیدم باباها همینن. بعد ازدواج از چشمشون میفتی. یه روزی میرسه که دیگه توی خونه اش راحت نیستی....