داستان از این قراره دیدم زنگ ایفون خونمون میخوره با تعجب دیدم کریس هست درو باز کردم
اومد گفت اومدم پایین شهر به فقرا کمک کنم تشنمه یه چی بدین.براش نوشابه ریختم غظب کرد خواست از خونه بره بیرون گفتم چیشد گفت فقط دوغ .بعدش شروع کردیم پنالتی بازی.یهو یه شوت زد تلویزیون شکست رونالدو هم فرار کرد الان مامانم میاد خونه چی بگم بهش