کوچیک بودم میرفت مینشست پیش مادر و خواهر و برادرش میرفتم پیششون میگفت برو بیرون تو عضو خانوادم نیستی
بابام بغلم کنه یا پول بده زورش میاد
به بابام میگه کتکش بزن
میگه برو جلو اون به خواهرزادم محبت کن تا بسوزه
میگه پول ندی بهش من برات میمونم نه اون
میگه برو دخترتو دعوا کن به زن داداشم سلام و احوالپرسی گرم نکرد