2777
2789
عنوان

دعوا با مادرشوهرم

206 بازدید | 28 پست

بچه ها منو مادرشوهرم اینا تو یه ساختمونیم

۴ ساله یجا زندگی میکنیم تازه عید میخایم دربیایم.

تو این ۴ سال من هرمشکلی داشتم با مادرشوهرم به شوهرم نمیگفتم

یعنی هرکار میکرد میخاست بهم زور بگه خودم مقابلش وایمیسادم و نمیزاشتم اما ب شوهرمم نمیگفتم


من سرکار میرفتم گاهی ظهر برمیگشتم گاهی عصر

بنا به دلایلی ام خوردوخوراکمون یکی بود

عصر به محض رسیدن اگه میدیدم خورشت گذاشته با همون لباس بیرون برنج دم میکردم و حاضری میزاشتم

ظرفارم میشستم

اما وقتایی ک خونه بودم میخابیدم صبحا دیر پا میشدم

از طرفی مادرشوهرم وسواس داره و هرروز باید جارو و دستمال بکشه

ب شوهرم گفته بود بگو بیاد کمک کنه صبا نخابه


که من دیگ صبا زود بیدار شدمو درحد خودم کمک کردم



بقیش تایپک شده اگ میخاید کمک کنید بگم

گذشتو دیدم هروقت من براش کار میکنم جواب سلاممو میده

ولی وقتی کار نکنم مادرشوهرم جواب سلاممو نمیده

منم بعدش هروقت میرفتم پیشش سلام نمیدادم

ک دیدم برگشته ب شوهرم گفته زنت ب من سلام نمیده

شوهرمم بمن میگف چرا سلام نمیدی

بعد ک چندتا اخلاق اینجوری دیدم ازش بهش گفتم هرچی درمورد من میخای بگی ب خودم بگو ب سامان نگو دعوامون میوفته

ک تاثیر نزاشت روش

منم وقتی دیدم این اخلاقشو هرچی میفهمیدم ب شوهرم گفتم

تازه ازینجا شروع میشه داستان



ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من غذا میزاشتم وقتایی که خونه بودم ک نگه نمیزاره

اما یروز شنیدم داشت با خاهرش غیبت منو میکرد فجیع

و حتی ارزوی مرگمو کرد

اینا اصلا برام مهم نبود

ولی یجا گفت وقتی من(عروسش )غذا میزارم گوشت زیاد میریزم بخاطر همین رازی نیست من غذا بزارم


برای اینکه ب شوهرم بگم چرا غذا نمیخام بزارم دیگه این صداشو ریختم تو گوشیم و به شوهرم گفتم

گفتم مامانت اینجور میگفت صداشم دارم که چقدر غیبتمو کرد(گوشیش ظبط تماس داشت مادرشوهرم )


و چندبار دیگه که پشت سر منو شوهرم حرف زدن با دختراش و خاهرش ظبط کردم ب شوهرم گفتم


چندروز پیش شوهرم میگف اینارو نگه دار موقع رفتنمون ک شد بزارم گوش کنن خجالت بکشن


ک من گفتم ن برای من بد میشه من فقط خاستم بهت ثابت کنم من بد نیستم خودشون اینجوری کردن

حالا امروز یه بحثی شد یهو شوهرم برگشت به مادرشوهرم گفت ک اره تو فک نکن خیلی خوب بودی تمام صداتو ظبط کردم ک چیا میگفتی

مادرشم گفت من هیچی نگفتم پشت شما. تو ک همیشه خونه نبودی حتما زنت ظبط کرده

بعد اومد بمن گفت ۴ سال نگهت داشتم چیزی گفتم بهت مگه و فلان منم گفتم من ظبط نکردم


حالا موندم ظبطو نگم دیگه فقط موقع رفتن بگم شنیدم اینجور میگفتین

یا الان بگم

من غذا میزاشتم وقتایی که خونه بودم ک نگه نمیزارهاما یروز شنیدم داشت با خاهرش غیبت منو میکرد فجیع و ح ...

آفرین خوب کردی الان مهم شوهرته ک پشتت باشه بعدشم شماچرا با مادرشوهر توی خونه هستید؟ اگه شرایطش داری ازونجابرید. دیگه ام مث قبل نباش دوری ودوستی از قدیم گفتن

آفرین خوب کردی الان مهم شوهرته ک پشتت باشه بعدشم شماچرا با مادرشوهر توی خونه هستید؟ اگه شرایطش داری ...

عید میخام برم

میخام بهشون بگم ک چرا دیگ مث قدیم نیستم باهاشون

چون من خاهرشوهرامو مث خاهر خودم میدونستم اما نگو اونا کلی پشت من حرف میزدن

بنظرت بگم شوهرم ظبطو بزاره براشون یا همینو بگم فقط ک شنیدم میگفتین

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز