سلام دوستان
پدر مامانم آبان فوت کرد هیچکدوم از خواهر برادراش پول کفن و دفن نداشتن مامان بابای من هر دو کارمندن و اون پول رو دادن
بعد خواهر برادراش نشستن زیر پای مادر مامانم که بریم محضر همه ی اموال و کنیم به نام مادر مامانم
مامانمم نرفت ولی به مادرش گفت تا هر وقت دلت خواست بمون توی اون خونه و من هرگز بهت نمیگم تو مادرمی و فلان
بعد اون خواهر برادراش خدا ازشون نگذره یه جوری مادر مامانمو شیر کرده بودن که به روی مامانم بلند شده بود میگفت باید بیای محضر مامانمم نرفت اون خواهر برادراشم بماند چه جنگی باهاش کردن
همه باهاش بد شدن عروسی خواهرم بود مامانم به مامانش گفت بیاد نیومد هیچکدوم نیومدن
خدا ازشون نگذره مامانم خیلی مظلومه به هیچکدوم تا حالا بدی نکرده ولی اونا هر چی که بهش ظلم بود کردن موقعی که مامانم بهشون نیاز داشت نیومدن
به نظرتون خدا جوابشونو میده
بیشتر نگران مامانمم وگرنه که هعی دلم خیلی گرفته