بچه ها مادر پدر من اخلاقايي دارن ك خيلي اذيت ميشم پدرم همه چيو همه جا ميگه ب عواقبش فكر نميكنه كم مونده بود سر اينكاراش يكي بميره مامانم هم ي زن كوته فكر ك بابام هر بلائي سرش بياره(مالي)ميمونه و دعوا ميكنه امروز گفتم عوض آه كشيدن زندگي اينو اون طلاق بگير برو ي زن دهاتيه ك فك ميكنه من ازدواج كنم حتما بايد زود بچه دار شم گفتم من هنوز خودم ب آزروهام نرسيدم برا من تصميم نگير خستم كردن كاش يا تنها زندگي كنم يا با ادم خوبي ازدواج كنم يك عقد ناموفق داشتم ك اونا ٥پله از اينا هم پايين تر بودن هم مالي هم فرهنگي حالا ببيند اونا چي بودن.....هوووف