(از الان بگم عقد ننننیستیم)
عرق میخوردو هرشب مست
رفیق باز بود و همیشه تو دعواها بوده
چاقو کش همین پریشب یکیو زده چیزیش نشده
بداخلاقققق و شکاک یعنی هر بدی باشه داره...
دوسش دارم سه ساله باهمیم ولی دیگه تحمل کاراشو نداشتم
خیییلی سعی کردم درستش کنم نشد..
بدترین حس دنیا اینه همسایمه و چشمبهش میخوره)))
خاطرات ک چبگم..کل شهرو کنارش خاطره دارم حالم خیلی بده
اما نمیدونم چطور پا رودلم گذاشتم و بلاکش کردم)))بلاکش کردمو رفتم از دیشب
نمیدونم چیکار کنم
نمیدونم چ کاری درسته
حالم خوب نیست قلبم تند میزنه همش گریه
توروخدا بگین چیکار کنم)))
تاوان میدم؟؟؟
بخدا ارامش نداشتم درکم نمیکردم همش استرس همممش دعوا 💔💔