رفتم دیت ازم یه چیزی خواست که من فهمیدم دنبال هوا و هوسه
گفتم نه
رفت پیش صمیمی ترین رفیقم که دوست مشترکمون هم بود
منو خراب کرد
گفت جذاب نیست
تیتیش مامانیه
اونی که میخواستم نبود از لحاظ هر چی
دوستمم گفت نامزد کرده(من)
و تموم شد .
یک سالو نیم بعد پیام داد
گفت دارم میام ایران
میخوام ببینمت بریم یکم بیرون دور بزنیم
گفتم حرفات به گوشم رسید
گفت از ته دلم نبود جدی نبود یه چیزی گفتم
کمکی خواستی بهم بگو
تو خیلی دختر خوبی هستی
گفتم ازدواج کردم
و خدانگهدار