یه دنیای دیگست اصلا از اول با برادراش فرق می کرد زرنگ باهوش و بیش فعال تو ششم ترک تحصیل کرد تنها رفت یه شهر غریب تا کار کنه هر چی پیشرفت می کرد می داد وسیله و.. برای دور براش خیلی دست دلباز بود اون زمان یه م داده بود اسباب بازی برای من یا ماشین های گردنشو می داد به دوستاش باهاش برن دور دور