2821
2789
عنوان

بچه که بودم

102 بازدید | 4 پست

سه سالم بود مامانم مریض شد باید میرفت یه شهر دیگه

منو گذاشت خونه مامان بزرگم

اونجا عمم اذیتم میکرد، گوشام همون موقع درد میکردن

یادمه تا صبح به بهونه دردِ گوش بخاطر نبود مامانم گریه کردم

الان دوباره همونه

گوشام درد میکنن

اما الان برای نبود پسرِ مردم گریه میکنم

یادمه از اون شب به بعد دیگه نبود مامانم برام عادی شد..

درد داره

ولی میدونم میشه

امشبم صبح میشه.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز