دیشب شوهرم نیومد خونه گفت شیفتم میرم سرکار
ولی اصلا یه زنگ نزد. یه کاری داشت دوبار زنگ زد به دخترم با من حرف نزد انگار که نمیتونست با من حرف بزنه چون قهر هم نبودیم. انگار پیش کسی بود. گفت تا صبخ بیداریم ولی امروز عصر که اومد خونه اصلل خسته نبود معلوم بود خوابیده. دیشب بهش زنگ هم زدم جواب نداد. حالم از این زندگی بهم میخوره. دوست دارم شب که میاد فقط تو گوشیم باشم دلم میخاد دردی که من میکشم رو بکشه فکر کنه خیانت میکنم تا زحر بکشه تا فکرش مشغول بشه. نمیدونید چقدر حالم خرابه. با بچم هم دعوام شد از بس عصبی بودم. از بس تنهام