امروز با مادرم رفته بودیم نونوایی، بعد مادرم میخاست یه نایلون برداره از تو نایلونا حواسش نبود چندتا رو با هم کشید همش به هم ریخت... بعد نونوا بلند داد زد چخبره خانوم چرا نایلونا رو به هم ریختی یه دونه بردار و... خلاصه خیلی بلند داد زد، مادرمم حرفی نزد و اینقدر ناراحت شد نایلونم نخرید دیگه... منم حرفی نزدم
حالا با خودم میگم کاش منم یه حرفی میزدم میگفتم چته آقا خب مگه چی شده😑 ولی چیزی نگفتم، شما بودید چیکار میکردید؟
نونواعه خیلی کولی و عصبانیه ترسیدم شر بشه