از خونه انداختم بیرون یه پیام خشک خالیم بم نداد و شوهرم کلا از ایناس کع نباید بش بگم چیزی نیاز دارم دکتر میخوام برم هیچ کلا بی مسعولیتع و بهونش همینع ک من تحمل ندارم از سرکار میام میگه ببرم دکتر درحالی که باید اونقدر بهش بگم تا اجازه بده ک برم خانوادشم پشتم حرف زدن ک من همش بیرونم خرج میکنم توگوشیم توارایشگاهام کلی حرف زدن پشت سرم ب دروغ حالا هم ک میخوان بیان صحبت کنن میگن نباید دیگه گوشی تودست بگیرم و اینکه اینم بگم شوهرم کنترل خشم نداره وسایل خونه رومیشکونه وقتی عصبی میشع و از خونه میندازم بیرون حالا فردا میخوان صحبت کنن
واینم. بگم پدرشوهرم میگه پولشو داریم سالی یک سکه رو میدیم برامهریش حالا بگین فردا اومدن چیکار کنم چی بگم