خانما ما یه مناسبتی داشتیم و چند نفر از فامیلامون و دعوت کردیم زیاد با فامیلامون اوکی نیستیم ولی خب یه جورایی مجبور بودیم دعوتشون کنیم
بعد اینکه وارد شدن نشستن قبل اینکه ناهار بذاریم کلید پیدا کردیم تو هال
از تک تکشون پرسیدیم برا خودتونه گفتن نه
برای هیچ کدوم از اعضای خونه ما هم نبود
سه تا کلید بودن نوی نو
شبش رفتیم پیش یک سید گفتن این کلیدا برا بستن بخت یک دختر مجرد تو خونه ان
یعنی خودم
بعد گفتن صاحبشون میاد
ما هم گذاشتیم خونه خودمون بمونن چند هفته میگذره کسی نیومد سراغشون
قبلش هم دعا پیدا کردیم تو دستشویی زبان بند برا مادرم که با پارچه شلوار خودم دوخته شده بود
تو قرن ۲۱ چرا مردم باید درگیر چنین مسائلی باشن
اینو هم بتون بگم بخت من هم یه جورایی بسته شده همش نصف و نیمه تموم میشه حتی نامزدیم به هم خورد
ازتون میخوام از ته قلبتون برام دعا کنید
موقع نماز
قران خوندن تون
ممنونم