2777
2789
عنوان

تماسم ب همسر

533 بازدید | 31 پست

میخواستم یک مبلغ پولی حواله کنم رفته بودم بانک و گفتم در کنارش یه مبلغ پولی هم که ک قرار بود به نامزدم بدم براش حواله کنم اولش تا ۱۰ دقیقه که هرچی زنگ میزدم اشغال بود بعد زنگ زد بدون سلام و هیچی گفت کارتو زود بگو ارباب رجوع بالا سرمه


گفتم شباتو بفرست بعد از ربع ساعت فرستاده که دیگه منم رفته بودم واقعاً از دستش کلافه شدم


حالا فهمیده ناراحتم میگه چرا ناراحتی گیر بودم ارباب رجو بالا سرم بود منتها تو حالیت نیست نمیفهمی

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

هردوتون مهربونم تر باشین یاهم

هرگاه که تسلیمم در کارگه تقدیر /                                        ارام تر از آهو، بی باک ترم از شیر/                                      هرگاه که میکوشم در کار کنم تدبیر/                                      رنج از پی رنج آید،زنجیر پی زنجیر/
هردوتون مهربونم تر باشین یاهم

واقعا اون ساعت خیلی عصبی شدم اول اینکه ۷ ۸ دقیقه گفت ارباب رجوع حرف میزده بعدشم که دیگه منتظر موندم بعد نیم ساعت فرستاد شباشو

هر دو گیر بودید دیگه اشتباهت این بود از قبل باید آماده میکردی

واقعا اون ساعت خیلی عصبی شدم اول اینکه ۷ ۸ دقیقه گفت ارباب رجوع حرف میزده بعدشم که دیگه منتظر موندم بعد نیم ساعت فرستاد شباشو

الان دیگه نمیدونم چی بهش بگم به نظرت چیکار کنم اگه زنگ زد چی بهش بگم

واقعا اون ساعت خیلی عصبی شدم اول اینکه ۷ ۸ دقیقه گفت ارباب رجوع حرف میزده بعدشم که دیگه منتظر موندم ...

هیچی بگواعصابم خیلی خورد شد باعث شد روزم رو بد شروع کنم

چون زیاد گاه کنی تهش میگه تقصیر خودته همینی که هست

 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
چون خودم کارمندم حقو به شوهرت میدمحقیقتا بعضی وقتها هیچ جوره نمیشه تماس شخصی جواب داددرکش کن

منم کلی گرفتاری داشتم خب، کار داشتم، بابام بیمارستان وهژار تا مشکل دیگ .......

واقعا اون ساعت خیلی عصبی شدم اول اینکه ۷ ۸ دقیقه گفت ارباب رجوع حرف میزده بعدشم که دیگه منتظر موندم ...

میفهمم ولی اونم نتوانسته همون لحظه بفرسته

هرگاه که تسلیمم در کارگه تقدیر /                                        ارام تر از آهو، بی باک ترم از شیر/                                      هرگاه که میکوشم در کار کنم تدبیر/                                      رنج از پی رنج آید،زنجیر پی زنجیر/
هیچی بگواعصابم خیلی خورد شد باعث شد روزم رو بد شروع کنمچون زیاد گاه کنی تهش میگه تقصیر خودته همینی ک ...


گیر بودم


منتها حالیت نیست تو


____:

باشه من حالیم نیست


من اصلا هیچی حالیم نیس


منم گیر بودم مثل تو

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108