یادمه تو دوران دوستی شوهرم میگفت من عاشق دخترمم هروقت دختربچه میدید ذوق میکرد باهاشون بازی میکرد
دروغ چرا منم دختر دوست داشتم اما اگه پسر هم میشد برام فرقی نداشت ولی میدیدم شوهرم دختر دوست داره دوست داشتم بچه دختر بشه
همیشه میگفت اگه بچه دختر شد جلوی جمع میام دستاتو میبوسم پاهاتو میبوسم فکر نمیکردم انقدر دختر دوست داشته باشه!!
دیشب اون گریه هایی که میکرد اون ذوقی که داشت
تا صبح نخوابید از ذوق فقط از اینده بچمون صحبت میکرد
تازه فهمیدم واقعا دختر دوست داره
خداروشکر میکنم بهترین همسر و بهترین پدر برای دخترمم انتخاب کردم