بنظرتون چیکار کنم من ی خونوادهی خیلیییی بدی دارم که سالها بهاشون قطع رابطم ودر حد مرگ متنفرم ازشون خودم یک خیاط تازه کارم شوهرم کارگر ساده هیچکس ندارم منظورم از فامیل همه حسود وعوضی ودشمنن با هیچکس رابطه نداریم شوهرم میگه بیا از اینجا بریم تهران اونجا کار میکنم تو هم کار کن زندگیمون بهتر بشه واینکه الان شوهرم کارش خوب نیس منم همینطور بنظرتون جیکار کنم دوتا بچه هم دارم خیلی فکرم مشغوله نمیدونم چی بگم برم نرم نمیدونم.خدا خیرتون بده بگید چیکار کنم هم دوست دارم برم هم نه نمیدونم
وقتی پایین ترینم،خدا امید من است،وقتی تاریک ترینم،خدا روشنایی من است، وقتی ضعیف ترینم،خدا نیروی من است،وقتی غمگین ترینم،خدا آرام جان من است.
اره نمیدونم خیلی دودلم مثلا میگم تو یک تولیدی چیزی کار کنم یا کار بگیرم بیارم خونه
اگر خواستید بیاید ی دفع نکنید که موقع برگشت باعث خوشحالی دوست و دشمن بشید شوهرت بیاد چند وقت کار کنه اگر اوکی بود بیا... اما من از الان میگم نیا... شوهرت چکارس؟