سلام عزیزان. من برادرزاده او رو خیلی دوست دارم بیست و دو سالشه.
اونم خیلی من و بچه هام رو دوس داره و هر کاری از دست مون بربیاد انجام میدم برا هم.
حالا قضیه از این قرارها که برادرزاده زنگ زد به من و گفت که خونه تون خالیه منم گفتم آره. گفت چند ساعتی لازم دارم منم گفتم فلان جا هستم بیا ببر کلید رو.