2777
2789
عنوان

😐کمک

55 بازدید | 1 پست

من سه سالونیمه ازدواج کردم،سر حاملگیم خیلی اذیت شدم،از این نظر که هیچ کس هوامو نداشت اصلا

چندبار تو حاملگی سر یه مسائلی که هرکس بفهمه خندش میگیره با شوهرم دعوای خیلی ناجور داشتم و،هروقت که دکتر و سونو میخواستم برم تنها بودم شوهرم سر کار بود.شبا تا دیر وقت سرکار بود حتی وقتی بچم میخواست دنیا بیاد هم مریض شده بود خونه نبود و با مامانم نصفه شب رفتم بیمارستان😐😂💔حالا که خواهر شوهرام حامله شدن و دیدم چقدر شوهراشون و خانوادشون از همه لحاظ هواشونو داشتن(انگار در اسمون وا شده و اینا افتادن پایین بس که ادا دارن) خیلی ناراحت شدم،اصلا بحث حسودی نیست ولی بالاخره هرزنی دلش میخواد توی اون ۹ماه حتی شده یکم هم بهش توجه شه.من خو وقتی داشتن شانس تقسیم میکردن تو صف دستشویی گیر افتاده بودم.😐😟

حالا که بچم بزرگ شده میخوام برم IUDبزارم،اصلاهم شرایط حاملگی مجدد و ندارم و بچه هم نمیخوام دیگه،ولی هرچی بهش میگم میخوام برم اینکارو بکنم میگه نه هنوز یکی دیگه میخوایم😐هرچقدرهم بهش گفتم من دیگه نمیخوام گوشش بدهکار نیست

اگه بخوام برم یواشکی اینکارو بکنم ممکنه متوجه بشه؟

ʕっ•ᴥ•ʔっ❤️

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز