2777
2789
عنوان

مادرشوهرم تو همه چیز باید نظر بده

618 بازدید | 41 پست

توی یک ساختمانیم اون روز ب من میگفت پسرت لباس خونگی نداره بریم بخریم بعدم مجبور شدیم باهاش رفتیم جایی بدون هماهنگی ب شوهرم میگه برو فلان جا لباس بخریم.یا پسرمو بردم اتلیه میگه این کارش بده سری بعد میبریمش فلان اتلیه.یا مثلا میگه ب همین روزا باید ببریمش عکاسی ی لباس فلان مدلیم بخریم براش.یا مثلا اوایل ازدواجم بمن میگفت فردا مهمونیه تویه مانتو میخوای بریم بخری.بعدم رفتیم طبق سلیقه خودش یجیزه بدرد نخور برداشت که بعد باشوهرم بحثمم شد.واقعا نمیدونم چکار کنم خسته شدم.ب شوهرمم میگم میگه نه اینجوری نیست

خوبه مال تو

مال من میگه لباس داره نخر

اگر که به برنامه زندگی پس از زندگی علاقه دارین بهتون پیشنهاد میکنم که این مستند صوتی رو هم گوش کنین. https://aminikhaah.ir/%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%b5%d9%88%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%af  هرکاری کردم آبی نشد. دستتونو روش نگه دارین، بعد که آبی شد بزنین روی باز کردن

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خب خودتم یه مدیریتی کن. به شوهرت مربوط نیست.لباسی که سلیقت نیست رو چرا میخری خب؟؟؟؟ زبون داری خداروش ...

گفتم چند باری میگه اگه نمیخریش تا خودم بگیرمش برات .زوریه

ن عزیزم.۳ سال پیش ی مانتو با جنس افتضاح واسه من برداشت ۲ میلیون.بخدا نزاشت اصا بگم خوبه یا بد.گفت هم ...

خب رک و پوست کنده بگو مامان این لباس دوست ندارم حالا بازم بگردیم

بعدم قبل این که ایشون بگن تو خودت وقتی بیرون از لباسی خوشت میاد بخر بزار کنار که وقتی اون چیزی میگه بگی لباس دارم نمیخوام بخرم

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود...

خدا به دادت برسه.اگه سلیقه اش خوبه که چه بهتر.انقدر بخر تا صدای شوهرت دربیاد خودش بره اعتراض کنه اگه نه.دفعه بعد که دخالت کرد یه جوری مودبانه بهش بفهمون که نظر خودت مهمه و دلت میخواد با نطر خودت زندگی کنی نه اون

گفتم چند باری میگه اگه نمیخریش تا خودم بگیرمش برات .زوریه

توام باز با زبون حرف خودتو بگو

بگو بریم بازم بگردیم نبود میایم میخریم

بگو آخه میدونم نمیپوشم ازینا؛ میخواید برای خودتون بردارید.

خلاصه توام کمی مدیریت کن که زیر بار حرفش نمونی

خب رک و پوست کنده بگو مامان این لباس دوست ندارم حالا بازم بگردیم بعدم قبل این که ایشون بگن تو خودت و ...

فایده نداره لباس تازه خریده بودم.ولی میگه نه نداری میترسه ابروش جلو فامیلش بره.برا پز دادن میگه سلیقشم لباسای گلمنگلی و چین چینیه.من ساده پوشم نمیتونم اصا کنار بیام باهاش

وای واقعأ رومخه

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز