رفتم ثبت نام مدرسش مدیرش خانومه تا ارسلان دید گف وای این ارسلانه این پدر منو دراورده بخواد همینجوری باشه ثبت ناامش نمیکنم تا من ب خودم اومدم سرخ سفید بشم بگم ن شیطونی نمیکنه قول میده اینا دیذم ارسلان گف واااا پولشو میگیرین مجانی ک نمیام بعدم من تنها ک شیطونی نکردم هر وقت فلانی فلانی فلانی رو هم ثبت نام نکردین منم نکنید ب قران نمیدونستم بخندم یا دعواش کنم مدیرشون گفت میبینی همیشه منو میخوره بس حاضرجوابه