شوهرم معلمه دنبال شغل آزاد میگرده ولی پیدا نمیکنه
چندیییین ساله
هر کار آزادی هم بگید رفته
از جمله کارگری ، کار تو شیرینی فروشی ، باربری
الان دیگه خسته شده آدمیه ک نمیتونه بیکاری رو تحمل کنه از طرفیم راهی نداره
شرکت هم میخواد پاره وقت بره میگن تو چون کارمند دولتی نمیشه
اعصابش خورده غذا نمیخوره همش غصه میخوره زندگیمون خیلی عذاب آور شده
همش میگه تو عذابم
چیکار کنم ارومش کنم واقعا هرکار میکنم فایده نداره
قدیما میگفتم درست میشه یروز بالاخره
الان دیگ کاملا ناامید شده نگرانم یموقع سکته کنه یا بلایی سر خودش بیاره آخه حال روحیش خرابه
همش میگه انگار ی شیر رو علف گذاشتی جلوش میگی بخور
چیکار کنم بنظرتون