پدر شوهرم یک واحد خونه میخواست بگیره برا دخترش
اما دخترش پسند نکرد گفت کوچیکه
برا گرفتن خونه بزرگ تر از شوهرم کمک گرفتن
پول نصف خونه رو داد
چند روز دیگه پدر شوهرم میخواد کل خونه رو به نام دخترش بکنه
شوهرم گفتن سه دنگ به نام من باشه سه دنگ خواهرم
اما پدر شوهرم قبول نکرد گفت میخوام کامل برا خواهرت باشه
سهم شوهرمو طلا داد
تمام طلا های مادر شوهرم فکر کنم دو سه تا النگو فقط براش مونده
از یه طرفم میترسم مادرش بشینه پای شوهرم ناله کنه طلا هارو بده بهش
از یه طرفم گفتم برو محضر نامه ای چیزی تنظیم کنید که پول خونه رو طلا گرفتیم
قبول نمیکنه 🥲