وقتی دورهمی خانوادگیمو دیدم و سایه ی پدر و مادرم
وقتی دیدم خدا بهم اجازه ی تولد یه فرزند دیگه رو داده
وقتی میببنم دخترم با یه سیب زمینی سرخ کرده چقدر خوشحال میشه
وقتی مببینم با اینگه تو بارداریم خیلیی خستم اما دخترم که هنوز کوچولوعه پدیرفته و باری ای نشستنی میکنه باهام ومیذاره بکم بخوابم.
وقتی غذاهام خوب میشه
وقتی میبینم امروز ۵ سال از ازدواجم گذشته و خوشحالم از انتخابم
وقتی دعا میکنم خدا همیشه اطرافیانمو برام نگه داره .
وقتی هنوزم دلم میخواد اسامی مذهبی بذارم روی بچه هام
ویه عالمه چیز دیگه