خیلی بد اینقدر کتکمون میزد باید براش میرفتم نوکری میکردیم کاهو میاوردیم برا خروساش فک کن من ۸ سالم بود باید ۱۰ کیلو مرغ میاوردم خونه تنها از یه مسیر دور پیاده هزار تا چشم کثیف نگام میکرد هزار تا توهین و تحقیر میشدمم الان اصلا طاقت ندارم کسی حتی مادر خود بچه بهش بگه بالا چشمت ابرو
مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد گر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سو