به اونایی که دانش آموزن مدرسه خوش بگذره بهشون🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
منکه تعطیلم😌😜🤣🤣🤣🤣
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یه کم زود تصمیم گرفتن تعطیل کنن.هوای شهر ما که عالیه.خودشون هم فک نمیکردن برفا آب شه😂
😂😂😂😂
[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
خانوما چرا من تو تاپیک ها نظر میزارم بعد چند ساعت دیگه نمیتونم نظر بزارم .محدودیت داره؟
نه... حتما باگ داره... به نی نی یار بگو
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️
[ نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جای شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی ساده ی رو به آفتاب ، خوشبختم ᴗ.ᴗ #دلی🩷✨️
بسوزیننننن😂ای کاربر هایی که به مدرسه می روید ما حواسمون به ساعت هست😂🦧
ولشون کن بلاخره تاپیکم رو میبینن😌🤣🤣🤣
میسوزنننننن😜😜🤣🤣🤣🤣
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...
نمیدونم چرا دیگه اون حسی که قبلا داشتم رو ندارم... انگار نیمی از زندگیم گرفته شده... بی احساس شدم... و این شروعه حقیقته... میگذرم از آنچه که میآید وخداحافظی میکنم از آنچه که میرود...