۱۹ سالمه پدر مادر و داداشم گفتن میخوایم ماشین نو ثبت کنیم پول کم داریم طلاها تو بفروش بده ما ماشین بگیریم بعد وام دادن برات میگیریم منم دو ماه پیش دادم این پول هم من یه سال پیش تصادف کردم پیام ترک برداشت بیمه بهم داد منم داداش طلا الان دوماه گذشته میگم وام دادن بریم بگیریم گفتن گرونه ما نمیتونیم هزار بدبختی داریم منم گفتم یعنی چی حرف زدیم و فلان
بعد داداشم برگشت گفت جوونت بمیره همین پول خرج عمل دوباره تو بشه ماشین چپی کنه روت و... منم گفتم کاش همین ماشینت که میاد چپ کنه حالا مامانم نفرین میکنه چرا بهش اینو گفتی نمیدونم طلا و هم برام میگیرن یا نه ولی حالم بده دیگه دلم طلا و نمیخواد تقصیره منه؟؟؟عذاب وجدان گرفتم کاش نمیگفتم