امان از خاطرات تو میروی
من دنبال گرد پاهایت می گردم در حجره ای از غم هایم غرق شدم. و تو آمدی جانم
همان نخستین بار که همدیگر را دیدیم
همان باری که قلبمان دوباره زاده شد از عشق
تو فرو بستی قلبت را
گویی مثل جوی یخ زده ای
که دل آشفته است از سوز معشوقش
خاطرات تو برای همیشه بر قلب من نقاشی شد
من صورتگری عبرت شدم
برای ناکامی رسیدن به
«تو»
وجود تو برای من فقط درحکایت زندگانی ام
فقط فراق دوری ترجمه شد
آیفرو