2777
2789
عنوان

درد و دل

39 بازدید | 1 پست

به سنی رسیدم که دیگه اگه تو رابطه با ینفر ،اون باهام سرد بشه یهو عوض بشه یا رفتاراش متناقض بشه،دیگه اصلا نمیگم چرا، دنبال این نمیگردم که هرطور شده بفهمم نکنه داره بهم خیانت میکنه،راحت میگذرم و میگم خب به درک حالا چیکارکنم ،ولش کن حوصله ندارم اصلا خیانت هم کرد به درک.نمیدونم چیشد که اینجوری شدم،اما وقتی بهش فکر میکنم گریه م میگیره توان جنگیدن با هیچ جیزی رو ندارم...چقد خستم ..❤️🩹

.تنهایی یعنی این سکانس...💔توی قسمتی از فیلم "رستگاری در شائوشنگ"، پیرمردی به اسم بروکس بعد از ۵۰ سال از زندان آزاد شد، برگشت به شهرش ولی هیچی دیگه مثل قبل نبود. این آزادی براش تلختر از زندان بود.چند روز بعد مثل همیشه از خواب بیدار شد، دوش گرفت، بهترین لباسش رو پوشید، عطر مورد علاقهاش رو زد. رو یه چهارپایه رفت و با یه چاقو روی دیوار خونهاش نوشت : بروکس اینجا بود...و خودش رو از سقف همون خونه، برای همیشه رها کرد.بروکس اون جمله رو نوشت چون کسی دیگه نبود بفهمه که "من اینجا بودم..."مثل خیلی از ماها که وسط شلوغترین روزا ته دلمون خالیه و منتظریم یک نفر بیاد، مارو بفهمه، پیشمون بمونه.ما هم اینجاییم.همین حالا.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز