۱۶ سالمه یک ساله عقدیم
الان پشیمونم
اون پختگی که لازمه رو توی روابط با شوهرم ندارم
بعضی وقتا ازم راضی نیس
خودمم دارم نابود میشم
خیلی حجم درسام زیاده انسانیم
شوهرمم همیشه ازم انتظار داره که زنگ بزنم و خوب باشم
بعضی وقتا بی حوصلم
الان موقع امتحاناس اصلا کلا فرق کردم زنگ میزنه بی حال صحبت میکنم ذوق همیشگی رو ندارم اونم حق داره
خانواده شوهرمم همش میگن چرا زنگ نمیزنی
من واقعا خیلی کم به کسی زنگ میزنم الانم که امتحانامه
تقصیر من بود که زود قبولش کردم
عقلم اونموقع کار نمیکرد...خستم از زندگی
دعا کنین بمیرم تروخدا😔دیگه نمیتونم نمیتونم دوست ندارم زنده باشممم دلم میخاد همین الان چند تا قرص بخورم ی کاری بشم
ولی فقط آبروی خانوادمون میبرم...