مامانم خیلی تابلو بچه های خواهر یا برادرشوهر بیشتر از ما دوس داره
هر وقتم بهش میگیم میگه آره این همه براتون زحمت کشیدم ک اینارو بگید بهم حسودی میکنید یا روتون تو روم باز شده و این حرفا
مثلا اون روز خونه خالم بود بهش زنگ زدم گفتم برو ی جایی کسی نباشه کارت دارم گف باشه هرچی منتظر موندم زنگ نزد بعد ک اومد خونه گف یادم رف
اصلا خیلییی رفتار های دیگه
شب و روز سرکوفت دختر خالم میزنه ک اره اونام بچه دارن منم دارم عین اونا باشید
به خدا از بس گریه کردم دیگه خسته شدم ب اونا حسودیم میشه ک همچین خالهای دارن بیشتر از ما برای اونا مادره
خاله هام ولی اینطوری نیستن برای ما