نفری یه صلوات برای خواهرم میفرستین لطف میکنید دستای تک تکتون رو می بوسم بیماری تشنج داره از بچگی تا الان که 33 سالشه با سه تا بچه خیلی میترسم براش ما ازش دوریم خودش انقدر قرص میخوره بیخیاله بیخیاله فقط مامانم کنارشه اخه مامانم تا کی میتونه ازش مراقبت کنه انقدر فکرم درگیرشه همش خوابشو میبینم میدونید از هممون خوشگلتره سفید چشم درشت اما موهاش کاملا سفید سفید همه جا بردیم دکتر هیچکدوم نمیفهمند چشه بعضی یا میگن دعا نوشتن براش ولی ما پیش دعا نویسم رفتیم خوب نشد
انقدر برای بچه هاش ناراحت میشم چجوری میخوان بزرگ بشن تو این وضعیت جامع موقع تشنج هیچی نمی فهمه هرجا باشه میخوره زمین از فکر اینه امروز چی میشه کجا میخوره زمین دستش طوریش میشه سرش ضربه میخوره دیونه میشیم