اول صبح با دو نفر دعوام شد یکی راننده اسنپ یکی همکارم. به هیچ کدومشون هیچ کاری نداشتم و شروع کننده بحث نبودم، هر دو کاملا بی دلیل پاچهمو گرفتن انگار فقط میخواستن عقده شونو خالی کنن! خیلی خیلی عجیب بود.
اینجا ستاره ها همه خاموشنداینجا فرشته ها همه گریباننداینجا شکوفه های گل مریم بی قدرتر زد خار بیاباننداینجا نشسته بر سر هر راهی دیو دروغ و ننگ و ریاکاریدر آسمان تیره نمی بینم نوری ز صبح روشن بیداری
نتیجه راننده گرفتن بغل خیابون این راننده های بی فرهنگ و بی ادب میشه دیگه
یه بار تو یه مجلسی یه گوشه نشسته بودم و حوصلم سررفته بود یه خانم انرژی مثبتی اومد پیشم و بدون مقدمه بهم گفت چه دختر خوشگلی چه صورت قشنگی و رفت اون جمله یه حس مثبت و رنگی رنگی بهم القا کرد که توطول بیست سال زندگیم تاحالا نچشیده بودمش و هنوزم وقتی بهش فکر میکنم قلبم اکلیلی میشه وهمون چند تا کلمه معمولی منو اون شب تبدیل کرد به یه دختر پرانرژی و شاد.از اون شب به بعد تصمیم گرفتم منم همین حس مثبتو به اطرافیانم بدم و خجالت و تکبرو بزارم کنار و هرکسی که در نظرم یه نکته مثبت داشته باشه بهش یادآوری کنم و بگم که چقدر خاصش کرده شاید تونستم منم همین حس نابو بهش بدم😍❤️
آره. فکر کن یه مرد گنده ایکبیری ۴۰ ساله با من ۲۰ ساله دهن به دهن میکرد و عین بچه ها داد میزد و سریع میخواست جواب بده و کم نیاره😆😆 منم با خونسردی جواب میدادم بیشتر زورش میگرفت
اینجا ستاره ها همه خاموشنداینجا فرشته ها همه گریباننداینجا شکوفه های گل مریم بی قدرتر زد خار بیاباننداینجا نشسته بر سر هر راهی دیو دروغ و ننگ و ریاکاریدر آسمان تیره نمی بینم نوری ز صبح روشن بیداری