2777
2789
عنوان

دیشب مادرم رو به فحش رکیک بستم

181 بازدید | 10 پست

من خیلی بهش احترام میزارم همیشه

اما دیشب حالم بد بود و داشتم شدیدا گریه میکردم درست تو لحظه ای که انتظار داشتم بغلم کنه همدرد باشیم و حتی فکر میکردم انقد احساس داره که گریه کنه باهام شروع کرد به مسخره کردنم و بهم گفت تو و امثال تو خرابید و ....

یه طوری حرف میزد که انگار اصلا چیزی به نام مغز نداره و سوادی هم نداره و مخش تعطیله

هنوزم از حرفاش فشارم میاد بخدا اگه غریبه اینو میگفت و مادرم نبود در کمترین حالت جوری میزدمش خون بالا بیاره

گفت و گفت و گفت منم عصبی و درحال گریه و پی ام اس

چاک دهنو باز کردم و هرچی تونستم گفتمش اصلا نفهمیدم چیشد دست خودم نبود همون ثانیه ام پشیمون شدما ولی اون سکوت کرد

اما برخلاف بقیه مواقع انقد ازش پر بودم که دلم نمیخواست تو چشاش نگاه کنم و باهاش حرف بزنم حتی

چند بار برگشتم بهش گفتم باورم نمیشه که تو مادر منی من از تو خون دارم جای تاسفه

چون واقعا هم حق داشتم بگم

اما الان قهره و دلم نمیخواد قهر باشه

از طرفی دوست ندارم منت کشی کنم تا مقصر جلوه داده شم انقد که ازش دلم پره

چیکار کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

برو از دلش در بیار و صحبت کنید باهم هردو حرفاتونو بزنید

کاربری قبلیم محنا بود تعلیق شدم🙁عزیزان مذهبی لطفا با من بحث نکنید چون عقاید زمین تا آسمون با هم تفاوت داره و هرکس بر اساس سطح سواد عقلی و مطالعه و کاوش میتونه عقیده متفاوتی داشته باشه با تشکر

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز