یاد فیلم متری شیش و نیم افتادم اونجا ک نوید محمد زاده و کلی زندانی تو بازداشتن یهو شلنگ آب رو میگیره تو بازداشتگاه وتو تاریکی محض زندانی ها خنک میشن و تقلا میکنن تا قطره بیشتری نصیبشون بشه
روزگار ما رو نگاه
ما خانواده افتاده ای هستیم پدرم از کار ؛مادرم از پا و من از چشمان تو