2777
2789
عنوان

شوهرم شکاکه

264 بازدید | 29 پست

اوایل اینجور نبود الان داره کفرمو در میاره همش گیر ک کجا رفتی چیکار کردی همش باید توضیح بدم از خونه ک باید با هزار مکافات در بیام بیرون بعدشم میگه میترسم ازت اخه بهت اعتماد ندارم تو اگه مثل من باشی ک کسی کاریت نداره همش برو ولی تو گول میخوری (خیلی درخواست داشتم قبل ازدواج هی براش میگفتم اینارو )حالا میگه تو ساده ای یکی میاد گولت میزنه خستم کرده جوری ک دیگه سرش داد میزنم ک ولم کن گوشیمو چک میکنه بعضی جاها دنبالم میکنه انگار دختر ۱۲سالم خیلی اذیتم حتی مثلا تو مهمونی نمیزاره از جام تکون بخورم مثل ربات باید بشینم یجا میگه هرجا میری با خودم باید بری اینم بگم کلا با همه دوستام قطع ارتباط کردم هی میگفت خرابن عضوشون کن خونه خالم خونه فامیل نمیزاره برم میگه خودم میام میبرمت خودمم میارمت ک کسی دست بهت نزنه خواهش میکنم راهکار بدید دیگه نمیکشم



بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هیچی مشکلی هیت که من سالها دارم وهیچ راهی جز صداقت و حرف گوش کردن نیست غیر اینکه پشتوانه داشته باشی ...

وهمینطور من


احساس میکنم چیزی ازم نمونده

شدم یه ربات که تحت فرمانشم

علایقمم یادم نمیاد دیگه

شوهرم خیلی خوبه از همه نظر ولی همین شکاکی😖

شوهر منم همین طوره مرد زندگیه ولی شکاکه که بر می گرده به کودکیش من سر به سرش نمی زارم اون حتی روی لباس من تسلط داره فکر نکنم از این بدتر باشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792