دومین تاپیکم با این عنوان:)
عمم با اینکه وضع مالیشون خیلییی افتضاحه ولی ادمای شاد و اهل بگو بخندی هستن و از داشته هاشون لذت میبرن:)
اون وقت ما امروز رفتیم خرید کلی میوه و آجیل و شیرینی و گوشت و مرغ و ماهی و... برا خونه خریدیم
و من نشستم با چشم گریون پسته میخوردم و حسرت عمم رو چون
خونمون آرامش نداره
سر مسائل الکی میپریم بهم
خیلی وقته حالمون بده
من دیگه نمیکشم🙂
به مامانم میگفتم بیا با هم خودکشی کنیم🥲
کاش خودم جسارتش رو داشتم🥲🥲