سوزی سالمون، از جایگاهش در بهشت، داستان قتل خودش را شرح میدهد. اینکه چطور زمانی که یک روز بعدازظهرِ ماه دسامبر، وقتی از مدرسه به خانه باز میگشته است، مردی سر راهش سبز شده و او را به قتل رسانده است. سوزی از جایگاهش در بهشت، شاهد زجر کشیدن و نیز ازهمپاشیده شدن خانوادهاش است. از طرفی هم دلش میخواهد قاتلش به هر نحوی که شده به دام بیفتد