خیلی جاهاش دست من نیست
ای کاش میتونستم بگم چیه مشکلم
اما اینطوریه که ما ناراحتیم بازم فکر میکنن خوشبختیم و دروغ میگیم
به اینکه بابام برا ما کلی پول جمع کرده فکر میکنن و راحت حرف میزنن
یطوری که انگار حق اوناست داشته باشنش
اونقدر راحت میگن هرچی میخوان
شنیدم هرجا میره پشت سرما میگه اونا بی لیاقتن و لایق اونهمه پول نیستن یا اونا با پدرشون راه نمیان وگرنه خوبه باباشون
خیلی ادمای بی درکی ان میان نبش قبر میکنن مشکلاتو
ما دربارش حرفم نمیزنیم هی فضولی میکنن
از واقعیت خبر ندارن همش پرت و پلا میگن