پیچوند نیم ساعت ی ساعت مونده ب قرار گفت نمیتونم بیام بعدشم ک لوو رفت پافشاری کرد ک نه تو اشتباه میکنی
اخرم جای عذر خواهی برداشت پیام داد که به جون مادرم پای دختر دیگه ای وسط نبوده من خبر بد شنیدم حال بیرون اومدن نداشتم ولی توام میبینی یکی داره یچیزیو پنهان میکنه نخواه که همه چیو بفهمی
اخرم نوشت هیچوقت فک نمیکردم سر موضوعی به این مزخرفی یکی باهام بهم بزنه
کم سنم نیست بگم کم سنه
چیکار کنم