دختر عموم رو قبل از تولیدش دعوت کردم خونمون که دو سه روز پیش هم باشیم بعد آنقدر بهمون خوش گذشت که یهو یک هفته گذشت (این داستان برای یک هفته ی پیش است) ماهم همش گوشنگی مونو با هله هوله پور کردیم آنقدر زیاد خورده بودیم که گلاب به روتون دل پیچه گرفتیم رفتیم بیمارستان اونجا دکتوره گفت باید سروم بزنید . دختر عموم خوابید من رفتم سرویس بهداشتی منتظر بودم خالی شه یهو یک صدای بلند باد معده اومد همه برگشتن نگاه کردن خانومه که آمد از خجالت سورخ سورخ شده بود دیگه ترسیدم برم سرویس بهداشتی مستقیم رفتم سروم زدم😅😅😅😂🤣