2777
2789
عنوان

شاهد خی …انتم

176 بازدید | 6 پست

وقتی نه سالم بود شاهدش بودم روانم بهم ریخت الانم بیست سالمه دوباره شش ماهه فهمیدم با همون فرد برگشته

منطقی هم ک باهاش حرف میزنم ننه من غریبم بازی درمیاره سریع گریه میکنه

چیکار کنم

بابام جان منه میترسم بهش بگم دق کنه

کلا مامانم ازم طلبکاره هرچی میگم جوری بحث رو میچرخونه انگار ادم گناهکار منم


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خیلی گنگ گفتی بیشتر توضیح بده تلفنی حرف میزنن یا رابطه هم دارن طرف کیه

سال ۹۳یا ۹۴منو میبرد یه کارگاه خیاطی صاحب اونجا بود یارو بعد پیاماشونو خونده بودم قرار بوده حلقه بخره برای مامانم او اینا

دو سه سال هیچی نگفتم یهو تو دفترچه خاطراتم مامانم پیدا کرد ب بابام گفت دخترت میدونه بابامم بهم گفت دیگه تو گوشی ماامانت فضولی نکن اونموقع ۱۰سالم بودم سال بعدش خواهرم بدنیا اومد و فهمیدم همچی تمام شده الان دوباره یک ساله ک باهاش در ارتباط هی تلفنی حرف میزنن هی میره بیرون از خونه بهشم گفتم فهمیدم فقط تهدید و گریه میکنه خیلی سعی کردم منطقی باهاش حرف بزنم ولی اون اصلا درکم نمیکنه میگه ب فکر زندگی خودت باش بابام هیچی براش کم نذاشته بهترین خونه و ماشین رو خریده زده ب نامش من نمیدونم تو چهل سالگی دقیقا کمبود چیو داره

مادرتون دارن خیانت میکنن؟ بشینید منطقی با تهدید با هر زبونی بلدید باهاش حرف بزنید

به همه زبونا باهاش حرف زدم منطقی احساسی تهدید هرچیزی ک فکرشو میکنید گریه میکنه مظلوم بازی درمیاره هی هم میترسونتم ک ب بابام چیزی نگم بابام حالش بد میشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز