وقتی نه سالم بود شاهدش بودم روانم بهم ریخت الانم بیست سالمه دوباره شش ماهه فهمیدم با همون فرد برگشته
منطقی هم ک باهاش حرف میزنم ننه من غریبم بازی درمیاره سریع گریه میکنه
چیکار کنم
بابام جان منه میترسم بهش بگم دق کنه
کلا مامانم ازم طلبکاره هرچی میگم جوری بحث رو میچرخونه انگار ادم گناهکار منم