2777
2789
عنوان

شاهد خی …انتم

172 بازدید | 6 پست

وقتی نه سالم بود شاهدش بودم روانم بهم ریخت الانم بیست سالمه دوباره شش ماهه فهمیدم با همون فرد برگشته

منطقی هم ک باهاش حرف میزنم ننه من غریبم بازی درمیاره سریع گریه میکنه

چیکار کنم

بابام جان منه میترسم بهش بگم دق کنه

کلا مامانم ازم طلبکاره هرچی میگم جوری بحث رو میچرخونه انگار ادم گناهکار منم


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خیلی گنگ گفتی بیشتر توضیح بده تلفنی حرف میزنن یا رابطه هم دارن طرف کیه

سال ۹۳یا ۹۴منو میبرد یه کارگاه خیاطی صاحب اونجا بود یارو بعد پیاماشونو خونده بودم قرار بوده حلقه بخره برای مامانم او اینا

دو سه سال هیچی نگفتم یهو تو دفترچه خاطراتم مامانم پیدا کرد ب بابام گفت دخترت میدونه بابامم بهم گفت دیگه تو گوشی ماامانت فضولی نکن اونموقع ۱۰سالم بودم سال بعدش خواهرم بدنیا اومد و فهمیدم همچی تمام شده الان دوباره یک ساله ک باهاش در ارتباط هی تلفنی حرف میزنن هی میره بیرون از خونه بهشم گفتم فهمیدم فقط تهدید و گریه میکنه خیلی سعی کردم منطقی باهاش حرف بزنم ولی اون اصلا درکم نمیکنه میگه ب فکر زندگی خودت باش بابام هیچی براش کم نذاشته بهترین خونه و ماشین رو خریده زده ب نامش من نمیدونم تو چهل سالگی دقیقا کمبود چیو داره

مادرتون دارن خیانت میکنن؟ بشینید منطقی با تهدید با هر زبونی بلدید باهاش حرف بزنید

به همه زبونا باهاش حرف زدم منطقی احساسی تهدید هرچیزی ک فکرشو میکنید گریه میکنه مظلوم بازی درمیاره هی هم میترسونتم ک ب بابام چیزی نگم بابام حالش بد میشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792