بچها من یه سال تویه رابطه سمی بودم
طرفم یه بچه سال بیشعور بود
تورابطه یه خریتایی میکردم😒
کادو
غدا میبردم براش میومد دنبالم
سمی بود همش سرد بود هرکار میکردم ولی یه بدعنق عصبی بود
ساعت ها بیخبر میزاش
بددهن بود
ولی با غریبها پیج فیکام گرم میگیره
خلاصه کات کردم
زجرم داد ۶بار رفت و برگشت من وابسته بودم خیلی اولین رابطم بود هی قبولش میکردم کارم گریه بود این اخرا بیرون میرفتیم اخرین بار روز مرد برا یه گوهه نامرد دستبند گرفتم گرون بعد با فیکام میلاسه دستبندم با پرویی دستشه
تورابطه همیشه تنهابودم و ی طرفه
حسرت چیزا کوچیک رو دلم میزاش
نمیدونم واقها چرا من عاشق وابسته همچین چیزی شدم
انقد بهش برگشتم تازده شدم ۳ماهه کات کردم
پریشب تو مقازه دیدمش داش کپل میخرید بایه دختره پلاستیکی دوست شده ازاون ماشبن سوارا اومده بود دنبالش دختره
دختره رو از تویه همین شلوغی هایه اخیر پیداش کرده
من براش صد ک هیچ ب عنوان دختر ۲۰ساله هزارمو گزاشتم ولی سواستفاده کرد همجوره روحی روانی......
ینی اونقد محبت اخه اونقد وابستگی ندید بس بد ذات بود هیچی جلوچششو نمیگرف انگار همیشع کینه داش ازم یجوری
همیشه میرف ب بهانه های بنی اسراعیلی افسردگی مشکلات ولی بعد ۳ماه میومد این سری رل زد برعکس همیشه اولین بار بود من رفتم هیچی نگف سکوت کرد فقط
دلم میخاد ی دفع دیگ بیاد بخداقسم فقط پسش بزنم ینی
حالم ازپریشب بهم ریخته ک با ی دختر بزدگ تراز خودش دیدمش ۲۵ایناداش ازاونا ک سیگار میکشن پلنگ طورن سن
میگم نکنه بااون خوبه اونو واقعا میخاد