نمیدونم از حسادته یا چی ولی من از طریق همسرم با خانمه دوستش آشنا شدم و رفت و آمد داشتیم،تو دوران دوستیمونم همچین چیزایی ازش ندیده بودم حتی مسافرت میرفتیم همیشه بیرون بودیم،دقیقا بعد نامزدی و عقد شروع کرد به یسری چسی اومدنا از قبیل اینکه من مامانم فقط تشکای تخمتو دونه ای یه تومن خریده! یا مثلا شوهرش گفت فلان مغازه قسطی میده که ما هم ازش خرید کردیم فعد توپید بهش که من که خووونوادم نقددد دادن قسطی ندااادن کهههه! یا مثلا من برگردم عقب بازم همین مارکا و همین ساید میخرم! کلا ازش برگشتم اصن نمیدونم فازش چی بود