سلام بچها دیشب رفتیم خونه برادرشوهرم جاریم داشت لیواناشو میزاشت تو کابینت
رفتم کمک کنم رفتم رو صندلی گفتم بده من میزارم
کارتون لیوان داد دستم از تو کارتون دوتا لیوان افتاد شکست جاریم که چیزی نگفت ولی ناراحت شد من فهمیدیم
شوهرم پول یک دست کاملو برا برادر شوهرم ریخت
امدیم خونه منو تا تونست فحش داد کی به تو گفت کمک کنی یک جا بشین سرجات ساکت باش تو چقدر بیشعوری
من یک زن میخوام با کسی رفتوآمد نکنه ساکت باشه به چیزی دخالت نکنه
اینقدر عربده کشید اخرش با مشت یکی زد رو قفسه سینم